الشيخ محمد علي الگرامي القمي
99
مرزها (فارسى)
برخى فقهاء اخير از جمله مرحوم آقاى خوئى قرار گرفته و ايشان فرموده : « اگر اجماع به نور مىگفتيم هدف فقط علم سبك است و عدالت و تقوى و حتى اعتقاد به اسلام هم شرط نيست » ليكن اين نظريه به نظر درست نمىرسد ، مرجعيت تقليد و مقام از اول در نظر متشرعه شيعه بلكه اسلام ، يك منصب الهى بوده صرف فكر و درك نيست . اين شرايط همه به اعتبار مقام رهبرى مرجع تقليد است . زيرا هر مرجعى در ميان مقلدين خويش يك رهبر هم هست كه هر چه فرمان دهد اطاعت مىكنند . اين است كه امام صادق عليه السلام فرمود : « آن فقيهى كه خوددار و نگهدار دين و مخالف هوى و هوس و مطيع خداوند باشد مردم مىتوانند از او تقليد كنند . » خداوند روزمندگان الهى را بر آنها كه نشسته و ساكتند فضيلت و برترى داده است « 1 » ما چرا برترى ندهيم ؟ چرا بگوئيم اين برترى آيه قرآن تنها مربوط به ثواب آخرت است ؟ در آيه تصريح مىشود كه اين برترى در « مراتب الهى » و آمرزش لغزشها و رحمتها مىباشد ، و اين تعدد عبارت ، نشان دهندهى عموميت برترى مزبور است . و شايد به همين جهات بود كه يكى از فقهاء بزرگ رضوان الله عليه در مورد مساوات علم و تقوى ، شجاعت و علم و آگاهى به روش پيشبرد اسلام و مسلمين يعنى روشن بينى را ميزان قرار دادند .
--> ( 1 ) - نساء آيه 95 : « فضل الله المجاهدين على القاعدين اجراً عظيما درجات منه و مغفرة و رحمة »